فراموش کردم
اعضای انجمن(454) ارتباط با مدیریت انجمن طریقه آپلود عکس ، فیلم وموسیقی میانالی از نگاهی متفاوت طریقه قرار دادن موسیقی و کلیپ در مطلب نظرات انجمن
جستجوی انجمن
مدیر انجمن: جلال علی اصغری
عسل بانو (raheshab )    

چشم تنگ دنیا دار را یا قناعت پر کند یا خاک گور...

درج شده در تاریخ ۸۹/۰۵/۱۶ ساعت 02:48 بازدید کل: 9693 بازدید امروز: 7
 

 

در شهری پادشاهی بود و می خواست قبرستان شهر را تبدیل به بنایی کند

چاره ای اندیشید که چه کاری انجام دهد تا استخوانهای مانده در قبرستان،

مردم را نگران و در آنها ایجاد حساسیت نکند.

پس همه اهالی شهر را فرا خواند و به آنها پیغام داد که هر کس به هراندازه ای از استخوانهای قبرستان بیاورد هم وزن آنها طلا دریافت می کند.

خلق الله براه افتادند در قبرستان و همه استخوانها را جمع کردند و هم وزن آنها از پادشاه طلا گرفتند.

انسان ساده دلی که در شهر دیرتر از همه از این موضوع خبر دار شده بود

به قبرستان رفت و تکه استخوان کوچکی پیدا کرد و نزد پادشاه آورد

رو به پادشاه کرد و گفت که هم وزن آن یک سکه اشرفی به او بدهد.

بدین ترتیب استخوان را در یک کفه ترازو و یک اشرفی در کفه دیگر گذاشتند

دیدند که کفه استخوان پایین تر است

بعد از آن ۲ اشرفی ، ۳ اشرفی ، ۱ کیسه اشرفی ، ۲ کیسه اشرفی ، ۳ کیسه اشرفی ….

عجب!!! این استخوان هنوز کفه اش پایین تر از این همه طلاست.

حکیمی که در دربار شاه بود گفت : چاره کار در دست من است حالا کفه ها را خالی کنید.

استخوان را گذاشت روی یک کفه و روی کفه دیگر هم یک اشرفی انداخت

کفه استخوان پایین تر بود

حکیم کمی از خاک گورستان را روی استخوان ریخت

گفتند: حکیم چه کار کردی

تو وزن کفه استخوان را بیشتر کردی ولی کفه ها برابر شدند.

گفت :بلی

گفتند: چرا؟

گفت :این استخوان کاسه چشم آدم حریص بود که جز با خاک گور با چیز دیگری پر نمی شد.

سعدی خلاصه مطلب بالا را در دو بیتی زیر بیان می کند:

 

آن شنیدستی که در اقصای غور بار سالاری بیفتاد از ستور

گفت: چشم تنگ دنیا دار را یا قناعت پر کند یا خاک گور

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۸۹/۰۵/۱۶ - ۰۲:۴۸
پسندیدن 0 اشتراک گذاری 0 دنبال کردن 0

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم